شنیدن صدای خودمان

کودکی را دوران صداقت می دانند چون هر فکری به زبان می آید. همان که می گویند حرف راست را از بچه بشنو.
با بزرگ تر شدن افکار کم تر تبدیل به صدا می شوند. به جایی می رسد که خودمان هم صدای درونی خودمان را نمی شنویم.
نوشتن افکار خیلی کمک کننده است اما باز هم باید خوانده شود.
باید با گوش خودمان بشنویم که چه در دل داریم شاید برداشت مان متفاوت شود.
چرا حرف هایمان زده نمی شود؟
تمام وجودمان شده ترس. ترس از بازخورد نا به جا.
بعد که سرازیر می شویم. می شود غیبت پشت دیگری. می شود دو رویی. می شود نقش بازی کردن.
گیرنده های شنوایی آدم ها حساسیت شان بالا رفته که نمی شود هر حرفی زد. یا باید حرفمان را بزنیم و پوست مان را مثل کروکدیل کلفت کنیم یا بتوانیم یاد بگیریم خیلی ظریف حرف مان را بیان کنیم.
در مرحله اول باید روی شنیدن صدای خودمان کار کنیم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

47 − = 41