چگونه از اژدها شدن بپرهیزیم؟
دیروز در وبینار الهه علیزاده صحبت از نوشتن پیشفرض شد به شکل تابعسازی. و من روابطم را داخلش پر رنگ
دیروز در وبینار الهه علیزاده صحبت از نوشتن پیشفرض شد به شکل تابعسازی. و من روابطم را داخلش پر رنگ
چند روز پیش مادرم پرسید: «کلید خانه را کجا گذاشتی؟» هر چقدر فکر کردم یادم نمیآمد. نمیدانستم کجا گذاشتم. بعضی
«اشتباه میتواند یک هدیه باشد. میتواند کمک کند که چیزهایی را کشف کنی که هرگز نمیدانستی.»* اشتباه یک اشتباه است.
ترازوی من دو کفه دارد. یکی احساسات من و دیگری احساسات دیگری. به این فکر میکنم وقتی یک احساسی از
تا یک فکری به سراغم میآید. سریع محدودش میکنم. «این جوری فکر نکن.» «اشکال نداره.» «مهم نیست.» این حرفها را
«بچهها در چهارچوب «یک بار برای همیشه» چیزی نمیآموزند. آنها در چهارچوب «یک بار، باز هم یک بار دیگر» میآموزند.»*
هر کدام از ما در یک گوی شیشهای زندگی میکنیم. برای اینکه بتوان زندگی کرد به چه چیزی نیاز است؟