1405.07.08
کودک همه چیز برایش بازی است. به نظرش دارد مهمترین کار ممکن را میکند که باید به آن توجه شود.
کودک شادتر است. ساده شادتر میشود انگار. و ساده غمگین. فاصله غم و شادیاش کم است. انگار احساساتش قابل مشاهده است. اما برای من سخت است بدانم هر لحظه چه احساسی دارم. هر لحظه شده است، احساس کلافگی که نمیدانم مخلوط چندتا احساس است.
دلم میخواهد راهی برای تفکیک احساسات پیدا کنم.
چه زمانی باید برای عوض کردن حس و حالم تلاش کنم؟
چه زمانی باید به آن زمان بدهم؟
چطور باید ابرازش کنم؟
چه چیزی دیگری را ناراحت میکند؟ چه چیزی من را ناراحت میکند؟ ناراحتی دیگری یا خودم برایم غلیظتر و مهمتر است؟