روزنویسی
1405.07.08 کودک همه چیز برایش بازی است. به نظرش دارد مهمترین کار ممکن را میکند که باید به آن توجه
1405.07.08 کودک همه چیز برایش بازی است. به نظرش دارد مهمترین کار ممکن را میکند که باید به آن توجه
1405.07.07 کودک هر چقدر دلش میخواهد گریه میکند و خجالت هم نمیکشد. مگر واکنش بدی بگیرد اما خودش فقط خودش
1405.07.06 کودک است که میپرسد. بارها میپرسد. انگار گنجشکی جیک جیک میکند. بارها یک سوال تکراری را میپرسد و خسته
1405.07.05 کودک سه ساله میبیند مادرش به برادر یکسالهاش از پنجره بیرون را نشان میدهد تا گریه نکند. او هم
1405.07.04 کودک هم میترسد و گریه میکند. اما بعدش ساکت میشود. امروز والدینی به بهداشت آمده بودند که کودکشان نوبت
1405.07.03 کودک دو چشم دارد. منم دو چشم دارد. پس چطور میتواند انقدر متفاوت ببیند. کنجکاوی کند. انگار چیزهای عادی
1405.07.02 کودک لجباز است. میگوید: «من این رو میخوام. الان میخوام.» درک زمان دادن فاصله خواستن و عملی شدن برایش
1405.07.01 کودک راه میرود. جست و خیز دارد. دستهایش بلند است و کش میآید برای رسیدن. کودک با شک آشنا
1405.06.31 امشب وقتی توی جلسهی شعر بودم بچهای از فامیل دور و برم میچرخید. هر راهی را امتحان میکرد تا
1405.06.30 خب خب. میتوانم بگویم الان یک موجود خوشحالم. یک موجود دوپای خوشحال. این سایتم جایی داشته باشد برای روزنویسی،