برف میبارد. برف همان باران است که از سرما
باد که میوزد، شاخه های درختان بیشتر به هم
زندگی شاید چرخاندن یک فرمان است. زندگی شاید یک
حرف را باد می برد تنها پنجره دهانش را
ترسید دزد بیاید و واژه ها را داخل کمد
برگ ها هر کدام دفتر نقاشی اند. برگ ها
تلفن زده بود به تل که فن بیان یاد
سیب، درخت، سبزه سیب سبز خودش را لای برگ
کلاغ پر تا خانه رفتم. کلاغ ، کله ای
ماه هم هست. فقط شب ها خواب نما می