«چرا برای تو رقابت در بازی اصلن اهمیت نداره؟
باور میکنی دنیا کوچک است؟ مشتم را ببین جا
یک عدد قرص سرماخوردگی به دکتر گزارش دادند نوجوان
تو نزدیکی نزدیک همواره همیشه درون ذهنم بارها به
پشت گوش همه چیز زندگیاش به این بستگی داشت
با خود فکر کردم چه چیزی را بیشتر از
مسافر که باشی، میشود هر راهی را سفر دانست.
نگاهت کردم نشناختی رد شدی گمان کردم شاید من
شام سبک انقدر سر همدیگر داد زده بودند که
یک روز دیگر گذشت. شبیه سکهای که داخل دستگاه