پوستش را بکن. نه، منظورم پوست لبت نیست. پوست
امروز به این داشتم فکر میکردم که عادت دارم
میدانی چیست؟ گاهی حق به جانب میشویم. که به
باد کلاه از سر مردم بر میدارد. باد زمین
باید حرفی باشد میان ما حتا شده است در
سنگ قبر به تاریخها نگاهی انداخت. طولانی بودن فاصله
دلم چیزی نمیخواهد جز اینکه این شبها بگذرد. آرام،
نوشتن دیدن زندگی کردن خود است. نوشتن قدم برداشتن
سوالات همه تستیاند. جایی برای پاسخ تشریحی نیست. باید
میبینمت. نمیتوانی از جلوی چشمم فرار کنی. آینهها شاهدن.