نامه‌ای به تمام دروغ‌های زندگی‌ام

خیلی وقت است که خبری از من نیست.
و وقتش است دوباره لیست را بروزرسانی کنم.

۱. به سردرگم بودنم ادامه می‌دهم.
۲. اینستاگردی‌ام رو به افزایش است و سخت می‌توانم خودم را قانع کنم که داخلش پرسه نزنم.
۳. چیز زیادی در مورد هیچ چیز نمی‌دانم.
۴. اگر در کلاسی شرکت نکنم میزان نوشتنم خیلی کم می‌شود.
۵. خودم را به عنوان یک آدم منفعل یا با میزان تلاش غیرقابل قبول می‌بینم.
۶. ورزش کردن را کنار گذاشته‌ام. از رژیم و تلاش برای لاغر شدن خسته شدم.
۷. هنوز نمی‌توانم در جمع غریبه، حرف‌های بزنم که بعدش از گفتنش پشیمان نشوم.
۸. آدم‌های زندگی‌ام نقش گذرا گرفته‌اند.
۹. از دیدن ساده مردن آدم‌ها بیزارم.
۱٠. نوشتن به تنهایی هم خوشحالم می‌کند و هم نارضایتی از تلاشم را توی صورتم می‌کوبد.
۱۱. هر روز سعی میکنم طلسم روزمرگی را بشکنم.
۱۲. سوال همیشگی‌ام این است:
«من دقیقن اینجا چه غلطی می‌کنم؟»

پ. ن: از اصلاح شدن خودم ناامیدم. این یادداشت جهت یادآوری چیزهایی ست که می‌دانم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 2