سه داستانک

گل کندن

گل را کندیم تا نشان دهیم،
کسی را دوست داریم.
با عشق گل کندیم.
اما عمرش کفاف نداد.
داخل آب قرارش دادیم.
اما عمرش کفاف نداد.
پژمرده خشکش کردیم.
اما عمر دوست داشتن‌مان کفاف نداد.

با هم حرف بزنیم

می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
راه دور بود. با آتش علامت دادیم.
می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
روی دیوارها علامت گذاشتیم.
می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
با چراغ قوه علامت دادیم.
می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
تلگراف زدیم.
می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
نامه دادیم.
می‌خواستیم با هم حرف بزنیم.
تلفن کردیم.
می‌خواستیم حرف بزنیم.
تماس تصویری گرفتیم.
می‌خواستیم حرف بزنیم،
اما زبان هم را نمی‌فهمیدیم.

راه برویم

می‌خواستیم راه برویم.
اول غلت زدیم.
می‌خواستیم راه برویم.
بعد چهار دست و پا راه افتادیم.
می‌خواستیم راه برویم.
به دیوار تکیه کردیم.
می‌خواستیم راه برویم.
افتادیم و بلند شدیم.
می‌خواستیم راه برویم.
دویدیم.
می‌خواستیم راه برویم.
عصا به دست گرفتیم.
می‌خواستیم راه برویم.
ویلچر نشین شدیم.
ما فقط می‌خواستیم راه برویم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

54 − 50 =