سطل آشغال

سطل آشغال کاش همه آشغال ها را بخورد.
راز هایش درون سطل آشغال بود.
سطل آشغال، سطلی ست شبیه سطل هاس دیگر.
سطل آشغال من را بلعید.
سطل آشغال روی جاروبرقی را زمین‌نمی اندازد و بارش را خالی می کند.
سطل آشغال همه فن حریف است.
سطل آشغال جعبه ابزاری دم دست است.
سطل آشغال به چیز های بی اهمیتی، اهمیت می دهد.
سطل آشغال گاو صندوق پول هایش بود.
سطل آشغال همه جا حضور فعال دارد.
سطل آشغال همدم اشک هایش بود.
سطل آشغال خالی نمی ماند.
سطل آشغال ته مانده احساساتش را بلعید.
سطل آشغال فرصتی برای رها کردن به انسان ها می داد.
کاش به جای گل، سطل آشغالی برایم می خرید.
مرور خاطرات سطل آشغال، شجاعت پریدن از بادی جامپینگ را می خواهد.
هیچ وقت گرفتار چیزی نمی شد تا سطل آشغالی در خانه داشت.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

یک پاسخ

  1. ماجرای سطل اشغال از آن غمگین هاست.
    سطل اشغال انتها و بعد سیاه همه چیز را می‌بیند.
    سطل اشغال سرنوشت سیاهش را پذیرفته.
    سطل اشغال مثالی برای سیاه بختانیست که از بخت خود راضی‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

59 − = 56