خیاط

می‌دانی چقدر سریع
نگرانت می‌شوم
به پر و پایت می‌پیچم
با هر آهی که از دستم می‌کشی
دلم ریش ریش می‌شود
بعد تو باید خیاط شوی
سوزن بدست بگیری
آن را وصله پینه کنی
و بارها و بارها دستت را
از نابلدی سوزن بزنی
در آخر من بمانم
با آخ‌هایی که راه چاره‌ای برایش ندارم

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 3