یخچال

یخچال شکمی ست که پر و خالی می شود.
یخچال سرما می خورد.
یخچال دهانش را سفت می چسبد.
یخچال شبیه جامدادی بزرگ ایستاده است.
یخچال شبیه یک دندان سفید غول پیکر است.
یخچال خوابش به عمیقی فریزر نیست.
تخم مرغ ها روی چشم یخچال جا دارند.
یخچال خانه ای ست با چراغی روشن.
دم یخچال همیشه در پریز گیر افتاده است.
آژیر یخچال مچ کودکان را می گیرد.
داخل یخچال بازار جمعه ای به راه است.
یخچال ظرفیت معینی را سوار می کند.
یخچال مسافرانش را جا به جا نمی‌کند.
برای یخچال همیشه زمستان است.
یخچال با اینکه تب ندارد همیشه دماسنج به دهانش است.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

84 − = 81