ماندم بی‌دلیل

می‌خواستم بروم اما نمی‌دانم کجا.
می‌خواستم نباشم اما نمی‌دانم کجا‌.

ماندم بی‌دلیل.
نمی‌شود. اما شده بود.

سرم را خاراندم.
دور خودم چرخ زدم.
تمام اطراف جایی که بودم را زیر و رو کردم.

تا دلیل را پیدا کنم.
آخر سر هم تراش را برداشتم و دلیلی تراشیدم.
برای ماندن.
درواقع سنگی پیدا کردم و خودم را به آن بند کردم.
قبل از اینکه موجی من را ببرد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 3