گفت و گوی شروع نشده

راننده پشت سر بوق می‌زد و چراغ می‌داد.
نمی‌فهمید مشکل از کجاست.
به او راه می داد تا رد شود. رد نمی‌شد.
سرعتش را کم می‌کرد تا بلکه رد شود. او هم سرعتش را کم می‌کرد.
سرعتش را زیاد می‌کرد. او هم سرعتش را زیاد می‌کرد.
شماره پلاکش را چک کرد. مال این شهر هم نبود.
آخر سر کنار زد. ماشین کنارش توقف کرد.
مرد پیاده شد و به شیشه زد.

ادامه داستان با شما.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

78 − 76 =