چرا نوشت؟

چرا نوشت؟
اول این سوال را بی هیچ پیش زمینه ای نوشتم و بعد مثل آدامسی جویدم.
چرا نوشت؟
چرا نوشت؟
چرا،چرا نوشت؟
چرا نوشت؟
چرا قلبم تند می زند با چرا نوشت؟
چرا دستم می لرزد با چرا نوشت؟
چرا سرم صدا می دهد با چرا نوشت؟
چرا گوشم زنگ می زند با چرا نوشت؟
چرا نفسم حبس می شود با چرا نوشت؟
انگار من باید تمام عمرم را صرف این سوال کنم. چرا نوشت؟
بگو، چرا نوشت؟
اما چرا می گویم چرا نوشت؟
زبانم نمی چرخد جز چرا نوشت؟
تایپ نمی شود جز چرا نوشت؟
بگو، چرا نوشت؟
هر کسی چرا نوشت؟
چرا نوشت؟ بدون دیده شدن؟
چرا نوشت؟ برای دیده شدن؟
چرا نوشت؟ با تشویق؟
چرا نوشت؟ با تنبیه؟
چرا نوشت؟ با اجبار؟
چرا نوشت؟ بی حوصله؟
چرا نوشت؟ از روی رفع تکلیف؟
چرا نوشت؟ باور بود؟
چرا نوشت؟ قسمت بود؟
چرا نوشت؟ رویا بود؟
چرا نوشت؟ زندگی بود؟
چرا نوشت؟ برای رهایی؟
چرا نوشت؟ برای اسیری؟
چرا نوشت؟ برای همدردی؟
چرا نوشت؟ برای بیداری؟
چرا نوشت؟ برای خود دیدن؟
چرا نوشت؟ برای بهتر بودن؟
چرا نوشت؟
چرا چرا چرا نوشت؟
چرا از چرا نوشت خالی نمی شوم؟
چرا نوشت؟ سوال زندگی اش بود؟
چرا نوشت؟ خبر مرگش بود؟
چرا نوشت؟ دوستش دارد؟
چرا نوشت به راستی عشق ابدی زندگی من شد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

4 پاسخ

        1. به نظرم من جواب به این سوال برای کسانی که می نویسند لازمه. چون اگر دلیل رو ندونی زود خسته میشی و دست می کشی و دونستن دلیل نوشته ها رو هم عمیق تر و پرمغز تر میکنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 83 = 86