باران

باران فراری بود که دست گیر نمی شد.
باران اثر جرمی باقی نمی گذاشت.
باران عصایش چتر است.
باران می افتد بی هیچ هراسی.
باران می خواند باز باران با ترانه.
باران گرفته است و دلم تنگ می شود.
باران گرفته است با چای نبات دلش را باز می کنم.
باران نم نم راه می رود وقتی همه خوابند.
باران می زند به شیشه شاید کاری دارد.
باران که می بارد ابر سبک می شود.
باران به دریا می ریزد و کسی نمی فهمد.
باران را چه کسی می شورد؟
باران روی چتری می بارد که بسته است.
باران منتظر باریدن است.
باران تنش خیس است.
باران دهانش خشک شده است از باریدن.
باران همیشه گریان است.
باران فنجانش چاله ی خیابان است.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 4 =